تازه ترین اثر استاد : منصور علیمرادی
" خودکشی "
سه قطره خون ،... دو سه تا قصه پاره از " کارور"
دو بسته قرص دیازپام ، کنار کامپیوتر
فضای گند تهوع ، جنازه روی تخت
که در فریز تن اش خفته لاشه ای قاطر
پرینت عکس بنان ... " شامگاه تلخ بتان "
صدای جیغ پیانو ، " قضیه ی واگنر "
زنی وقیح نشسته ست گوشه ی یک قاب
میان بازوی شهوانی " گاری کوپر "
کتاب های سر گنجه ، استکانی عَرَق
جمال زاده ، هدایت ، همینگوی ، فاکنر ...
کنار پوستر ونگوک ، درشت کنده شده
به روی تکه ای از چوب ، شعری از " بودلر "
هنوز می خزد از گوشه ی دهان اش خون
و جمع می شود آرام در ته کاور
***
- هنوز هویت اش نامشخصه سروان !
- با این شواهد موجود قید کن : شاعر ...
- منصور علیمرادی -
۱۰ مهرماه
سالروز فرخنده جشن مهرگان خجسته باد

همین که دل ، دل خون بار ابره
همین که شب، شب قتل ستاره س
همین که بغض تو ، بغض همیشه
همین که ترس من، ترس دوباره س
به من چه سرخی میخک تو مهتاب؟
به من چه رقص نیلوفر روی آب؟
قفس بارون کابوس کبوتر!
به من چه کوچه باغ شعر سهراب؟
کنار کوچ بچه های پرسه
تو بهت رعشه و رگ ، گرد سوزن
کنار مادرک های شناور
روی سمفونی نفرین شیون
کنار فقر گل بانوی ایثار
که می فروشه تنشو تیکه تیکه
کنار مرد دریا بغض خسته
که وا می باره از هم چیکه چیکه
به من چه سرخی میخک تو مهتاب؟
به من چه رقص نیلوفر روی آب؟
قفس بارون کابوس کبوتر!
به من چه کوچه باغ شعر سهراب؟
ستیز تگرگ گلبرگه
مصاف آینه و الماسه!
پیکار کبریته و خرمن!
نبرد ارکیده و داسه! *2
کنار فقر گل بانوی ایثار
که می فروشه تنش رو تیکه تیکه
کنار مرد دریا بغض خسته
که وا می باره از هم چیکه چیکه
به من چه سرخی میخک تو مهتاب؟
به من چه رقص نیلوفر روی آب؟
قفس بارون کابوس کبوتر!
به من چه کوچه باغ شعر سهراب؟
ایرج جنتی عطایی
اصلا گرفتم این که شبیخون دیگری
طوفان زخم در رگ گردون دیگری
سر می زنند از آینه ها مردمان کور
نان ونمک شکسته ی طاعون دیگری
ماران مرگ بر سر و دوش ات نشسته اند
خوالیگران خسته به معجون دیگری
می خواستی طبیعت خود را نهان کنی
در چنگ تو چغانه ی افیون دیگری
خنجر برید بافه ی گیسوی دختری
خون کبوتری شب ملعون دیگری
سنگی رسید وباور دلواپسی شکست
آنک نوشت دست تو قانون دیگری
آه، بگذارید سرزمین من سرزمینی شود که در آن، آزادی را
با تاج گل ساخته گی وطن پرستی نمی آرایند.
و برابری در هوایی است که استنشاق می کنیم.
من جوانی هستم سرشار از امید و اقتدار، که گرفتار آمده ام
در زنجیره ی بی پایان دیرینه سال
سود، قدرت، استفاده،
قاپیدن زمین، قاپیدن زر،
قاپیدن شیوه های برآوردن نیاز،
کار انسان ها، مزد آنان،
و تصاحب هر چیزی به فرمان آز و طمع.
...
ما مردم میباید
سرزمین مان، معادن مان، گیاهان مان، رودخانه هامان،
کوهستان ها و دشت های بی پایان مان را آزاد کنیم:
همه جا را،سراسرگستره ی این ایلات سرسبز بزرگ را،
و بار دیگر وطن را بسازیم!
لنگستون هیوز
ترجمه: احمد شاملو

غم همواره من بود و نمی فهمیدم
دو قدم مانده به من پچ پچ شومی گل کرد
حرف درباره من بود ونمی فهمیدم
سایه ای را که به خنجر جگرش را کندم
جگر پاره من بود ونمی فهمیدم
پشت آواره ترین حادثه کوچه ما
کسی آواره من بود و نمی فهمیدم
آخرین هرم نگاهش که برویم می ریخت
آه....کفاره من بود و نمی فهمیدم
زنی از «پشت نفسهای گل ابریشم»
گرم نظاره من بود و نمی فهمیدم
وکسی را که میان خودش از خود کم شد
خود بیچاره من بود و نمی فهمیدم...
......................................................
برای ر گ

هنوز لاشه تو در سرم راه می رود
از درونی که ضربه خورده ام
هنوز هم لاشه تو در تنم درد می کند
و تمام روحت در کابوس من
سنگ قبر می تراشد
و تو کاش مرده بودی
جیرفت

مورخين و جهانگردان عقيده دارند كه شهر جيرفت در اثر سيل بنيان كني نابود گرديده و خرابههاي شهر قديمي جيرفت در يك كيلومتري جيرفت فعلي (سبزواران) قرار دارد. خرابههاي شهر قديم را به عهد دقيانوس نسبت دادهاند و از اين خرابهها سكهها و آثار عتيقه بسيار به دست آمده است. جيرفت از دو كلمه (جير) به معني پست و پايين و (افت) به معني افتاده تشكيل شده است و به طور كلي جيرفت به معناي (جلگه پست آبرفتي) است.
نام جيرفت در سال 35 هجري قمري براي اولين بار به مناسبت تصرف آن توسط مجاشع بن مسعود در تاريخ ثبت شده است و از تاريخ نيز مكرر از آن شهر نام برده شده است.
به استناد گفته ياقوت حموي، جيرفت (جرودس) نام داشت. جيرفت قبل از حمله مغول يكي از شهرهاي آباد و ثروتمند جهان اسلام بود. شاهراهي كه از خليج فارس و بندر هرمز عبور ميكرد و راهي كه از هندوستان و از طريق جالق امتداد مييافت در جيرفت به هم متصل ميشد. همچنين كالاهاي تجارتي كه از هندوستان به ايران صادر ميشد از جيرفت به ساير شهرهاي ايران توزيع ميگرديد.
ماركوپولو تاجر و صياح ونيزي از اين شهر به نام ...
( متن کامل در ادامه مطلب )
ادامــه مـطـلـب


